ه‍.ش. ۱۳۹۵ آذر ۱۰, چهارشنبه




فقط ميخوام تنها باشم



من اعصابم خورده،صداي تيك تاك ساعت اذيتم ميكنه،دروغاي تو اذيتم ميكنه،اينكه به تخمتم نيس كه داري بهم دروغ ميگي اذيتم ميكنه،ازت متنفرم،چرا واقعن بايد ببخشمت؟ تويي كه اندازه هزارتا كتاب دروغ گفتي ،غريبه و آشنا م سرت نميشه،اونيكه سه ساله باهاته و واست مهم نيست و بهش خيانت ميكني،مني كه از همه جا بي خبر بودم و نتونستم بفهمم چرا هربار كه بهم دروغ ميگي خر ميشم
ولي اين بار كه بغلم كردي چندشم شد،به اين فك كردم كه آخرين بار اونو كي بغل كردي،وقتي اومدي بوسم كني به اين فك ميكردم كه قراره با همين لب و سيبيل و ريشت اون رو هم ببوسي،ازت بدم مياد،بخاطر همه دروغايي كه بهم گفتي،بخاطر اينكه مجبورم ميكردي باور كنم حرفاتو،بخاطر اينكه هيچوقت جديم نگرفتي و ديروز وقتي بهم زنگ زدي كه ببيني آخر هفته م اگه خاليه بموني اگه نه با عموت بري تهران؟ كسكش آخر هفته تعطيل رسمي با عمو ت بري تهران چون كار دارين؟ ديوث،گه،من ديگه نيستم،شيش ماه نبودي و من مطمئن بودم ديگه قرار نيس رات بدم تو زندگيم،هر روز به خودم ميگفتم شايد يه روز ببخشمت،چون بهم گفتي رابطه ت با من چيز جدي اي نبود،گفتي ما داستانمون فرق داره،منظورت از ما تو و اون بودي،تو خيلي كسكشي،من ولت كردم ولي تو دوباره اومدي سراغم مثه هميشه گه زدي تو اعصابم،من واقعن قرار نيست هيچوقت ببخشمت،تو رو نبايد بخشيد و فراموش كرد،من هميشه بايد يادم بمونه كه چه قد با نقاط ضعفم بازي كردي و چه قد منو نديدي،چه قد بدون اينكه تخمت باشه بهم دروغ گفتي،من ديگه نيستم،گه 

ه‍.ش. ۱۳۹۵ آذر ۱, دوشنبه

تو هميشه بهم اين احساسو ميدي كه كافيه دستمو دراز كنم تا برسم بهت ولي نميذاري



وقتي داشتيم از اون جاده رد ميشديم واقعن ترسيدم،شايد زيادي چت بودم ولي يه جاده ي تاريك باروني،با كسي كه بارها از بلندي پرتم كرده پايين،من رو تو نقطه ضعف دارم و از خودم عصباني ام چرا ازت راه خلاصي ندارم،اَه چه قد غر ميزني،حالا يك دقيقه و نيم ساكت ميشيني تا يه جواب منطقي پيدا كني،انقد چيزايي كه ميخوايو دودوتاچاهارتا نكن،تو از من چي ميخواي؟ميخوام خودت باشي،ولي تو دروغ ميگي،الكي دروغ ميگي،واسه اينكه نميخواستم از دستت بدم،تو هزاربار منو از دست دادي،ولي هميشه برام كسي بودي كه ميخواستم بيشتر بشناسمت،ولي هيچوقت خوب پيش نرفت،تقصير كيه؟ دنبال مقصر نباش،من اينطوري نيستم،من دليل ميخوام،من كنارت ميمونم،اين جاده رو هزاربار رفتيم،هر هزاربارم تو غر زدي،من از دستت ناراحتم،حق داري،چرا اينطوري ميكني،چي بگم،هيچي