ه‍.ش. ۱۳۹۳ مهر ۲۵, جمعه


سنگینه.همه چی سنگینه.باز اگه تو آب بودی میتونستی دست و پا بزنی و تهش این بود که غرق شی.ولی وقتی تو خونه ت باشی.رو تخت نشسته باشی و بفهمی که چه قد همه چی سنگینه.نه دست و پا زدنت معلوم میشه و نه تهش غرق میشی.فقط سنگینی بهت میچسبه..مثه شکمت.سینه ت.موهات.دستات.که باهاتن.اون سنگینی هم میره تو قلبت و رو شونه ها ت.همه جا باهاته.واسه همینه که بعضیا خمیده راه میرن.نه که دوس داشته باشن.بارشون سنگینه.کاش جای برچسب زدن و نفهمیدن یه بار هم که شده بفهمی

چمیدونم چن سال دیگه چی میشه.شاید گه تر شم

راس میگه.دندونام خیلی تیز شده.به هیچکی هم اعتماد ندارم.ریدم

معلوم نیس این چن سال کیا رو دیدی که اینطوری شدی.اون موقع ها خیلی خوب بودی