ه‍.ش. ۱۳۹۳ اردیبهشت ۸, دوشنبه

ه‍.ش. ۱۳۹۳ اردیبهشت ۶, شنبه

همیشه موقع خوابیدن صداهایی میشنوم که در طول روز نمیشنیدم.صدای سوت،ویز ویز پشه،یه وقتا هم انگار میخوای یه موجی تو رادیو بگیری اما به جاش فقط نویز میشنوی.صداهایی که قابل تشخیص نیستن و شایدم کاملن بی معنی ان.اما وقتی میشنوی احساس میکنی دیوونه شدن همینه.ولی من هیچوقت قبول نکردم.به نظرم عادیه.به نظر من همه چی عادیه.یه چیزی داخلم هس که همیشه سرم داد میزنه و نمیذاره خودمو ول بدم.هروقت میام از شدت غصه از هم جدا شم اون صدا سرم داد میزنه.به نظرم میگه خُبه خُبه توئم.الکی همه چیو شلوغش میکنی.و باعث میشه باور کنم همه ی اتفاقا عادین.ماها خیلی وقته اولی نیستیم.
چن شب پیش داشتم میخوابیدم صدای قطره شنیدم.از وقتی هوا گرم شده و شوفاژو خاموش کردم ازش آب میچکه.منم یه کاسه ی گنده گذاشتم زیرش.وقتایی که هیچ صدایی نیست میتونم راحت صدای قطره ها رو بشنوم.اما چیزی که باعث شد گوشمو با موهام بپوشونم این بود که صدای تیک تاک ساعت میشنیدم.و من اصلن تو اتاقم ساعت ندارم.پنجره رو برای همین چیزا کامل باز میکنم.چه هوا گرم باشه چه یخ.باعث میشه صداها تو هم گم شن.باعث میشه اوضاع ساکت نمونه.خیلی خفنه