ه‍.ش. ۱۳۹۲ تیر ۴, سه‌شنبه

بابا من دیگه تایمم خیلی باهاتون فرق داره,مثلن الان دارم درس میخونم,بعدش میخوام برم پیاده روی,بعدش صبحونه و فلانو فلان,یه وقتا به خودم میگم اشکال نداره متین,تا وقتی دوسپسر نداری تا هروقت که خواستی بخواب و هروقت دوس داشتی بیدار شو,زندگی منظم واسه اوناس که کسیو دارن,نه تو,عزیزم


امشب هم شام با مامان رفتیم کبابی,یه آقا پیر مهربونی بود اونجا,اومد نوشیدنی ها رو بده خواستم دو تا دوغ از سینی ش وردارم سرشو آورد نزدیک پچ پچ کنان گفت این دوغا به درد نمیخوره,بذارین برم واستون دو تا دوغ به درد بخور بیارم,بعد رفت دو تا دوغ به درد بخور آورد,به همین سادگی 

ه‍.ش. ۱۳۹۲ خرداد ۲۹, چهارشنبه

به نظرم آدما بدشون نمیاد که مورد علاقه واقع شن,میدونی چی میگم,کاش تو هم ازینکه دوست دارم و دلم برات تنگ میشه لذت میبردی,جای اینکه خودتو بزنی به اون راه,که منم مجبور شم خودمو بزنم به اون راه,آدم نیستی

لعنتی دلیور نمیشه,همسایمون کولرشو خاموش کرد,یواش یواش بخوابم

چن روز پیش رفته بودم فروشگاه خرت و پرت بخرم,موقع حساب کتاب یه آقای بامزه و کمی تپل با موهای ریخته و روشن جلو م بود,سمعک داشت,نمیتونست خوب حرف بزنه,من دیوثم که وقتی آدمای این تیپی میبینم نگاهم عوض میشه,با همه ی عشقم بهشون زل میزنم,از هر فرصتی برای لبخند زدن استفاده میکنم,اگه یه لحظه حواسم نباشه اشکم میریزه بیرون,من دیوثم

امروز بعد از اینکه پارک کردم متوجه تابلو حمل با جرثقیل شدم,داشتم فک میکردم این وقت شب تو این شلوغی جرثقیل از کجا بیارن,به نظرم بعید اومد,گفتم از یکی بپرسم مطمئن شم,کلمو از پنجره آوردم بیرون دستمو بالا پایین کردم گفتم آقا ببخشید,آقاهه دستشو برد سمت گوشاش سرشو تکون داد,فهمیدم نمیشنوه

دوس دارم یه جایی باشم که همش روزه,همش بیداریم,همش هستیم

همسایمون کولرش خیلی صدا داره,دو ثانیه یه بار صدا زوزه میده,نمیذاره بخوابم,مامانم رو سرفه ها م حساس شده,میگه برای سیگاره,ولی به نظر خودم آلرژیه,چون اگه برای سیگار بود آبریزش بینی و عطسه نداشت,ولی انقد حساس شده جدیدن به زور جلو سرفمو میگیرم,و خیلی وقتا مجبورم با آب جلوشو بگیرم,وانقد بطری تموم کردم,تند تند میرم دسشویی,الانم احتمالن باید برم کم کم

صهبا خیلی نیاز به دسشویی داشت,وقتی از توالت عمومی اومدیم خیابونارو نگاه کردم و فهمیدم گیر کردیم,واقعن نمیشد برگشت

یه طوریم که دوس دارم حالمو به یکی بگم و از طرفی میدونم کسی حوصله جمله های تکراری دلم گرفته حالم ردیف نیست رو نداره,و از همه مهم تر منم حوصله شنیدن جوابای تکراری رو ندارم,بازم از آدما سرد شدم,کسایی که فک میکردم میتونم دوسشون داشته باشم و دوسم داشته باشن میبینم نه خبری نیس,بابا من خیلی لطیفم,دلم میگیره وقتی میبینم باز زندگیم از مهر و محبت و دوستی خالی شده,کاش بفهمین,چون حداقل اینکه یکی بفهمه و سر تایید تکون بده هم مسکنه,صبر رو زیاد میکنه

ه‍.ش. ۱۳۹۲ خرداد ۱۹, یکشنبه

یه ریتم ناراحت کننده ای گرفته اوضام.بیدار میشم کارامو میکنم میرم یه جا یکی دو نفرو میبینم چایی میخورم سلام خوبی چه خبر میگم.میام خونه.سریالای تکراریمو میبینم.با دیدنشون بیشتر ازینکه حواسم به سریال باشه حواسم میره سمت اینکه دفعه آخر که این قسمتو دیدم حالم چه جوری بود یا چه غذایی باهاش میخوردم.بعد میرم حموم.بعدش هم این دنده اون دنده میشم تا خوابم ببره.یه ساله.کاش ازم نپرسن چه خبر